مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی به تبیین مفهومی «فضای سایبر» و نقش کاربست دانش سایبرنتیک در ارتقای کیفیت حکمرانی میپردازد و تلاش میکند فراتر از نگاههای فنی و زیرساختی رایج، چارچوبی جامع برای فهم این فضا و پیامدهای آن برای تصمیمگیری و قانونگذاری ارائه دهد. نقطه عزیمت گزارش این است که فضای سایبر صرفاً به شبکههای ارتباطی، امنیت اطلاعات یا فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و واقعیت مجازی محدود نمیشود. بلکه مجموعهای از کنشها، روابط، جریانهای اطلاعاتی و سازوکارهای کنترلی را در بر میگیرد. نادیده گرفتن این ابعاد گسترده و تقلیل فضای سایبر به مسائل فناورانه به درک ناقص از این فضا منجر شده و در نهایت میتواند امنیت ملی و کارآمدی حکمرانی را با مخاطره مواجه کند.
متن تأکید میکند که نهادهای تصمیمگیر و قانونگذار غالباً با نگاه بخشی و محدود به فضای سایبر ورود کردهاند. این رویکرد باعث شده بسیاری از ظرفیتهای این فضا برای بهبود حکمرانی بالفعل نشود و در مقابل، حوزههایی که بهخوبی شناخته نشدهاند، به منبعی برای آسیبپذیری تبدیل شوند. از منظر نویسندگان، تصمیمگیری مؤثر در این حوزه نیازمند تعریف دقیقتر و واقعبینانهتر از فضای سایبر و شفافسازی حدود اثرگذاری آن است؛ تعریفی که بتواند مبنای قانونگذاری جامع و طراحی ساختارهای نهادی کارآمد قرار گیرد.
در این چارچوب، متن با اتکا به دانش سایبرنتیک، فضای سایبر را فضایی میداند که امکان «حاکمیت با وجود اطلاعات ناقص» را فراهم میکند. سایبرنتیک بهعنوان دانش سلطه و کنترل بر پدیدهها بر گردش مداوم اطلاعات، بازخورد و اصلاح رفتار سیستم بر اساس مقایسه وضعیت موجود با وضعیت مطلوب تأکید دارد. بر همین اساس، فضای سایبر متشکل از چهار رکن اصلی معرفی میشود: رکن اطلاعات، رکن ارتباطات، رکن محاسبات و رکن کنترل. اطلاعات همان محتوایی است که در این فضا تولید و مبادله میشود، ارتباطات بستر انتقال این اطلاعات را فراهم میکند، محاسبات به پردازش و تحلیل دادهها میپردازد و رکن کنترل با جهتدهی هدفمند اطلاعات، امکان هدایت رفتار سیستم را ایجاد میکند.
نکته محوری گزارش آن است که در سیاستگذاریهای موجود، رکن کنترل فضای سایبر بیش از سایر ارکان مورد غفلت واقع شده است. تمرکز افراطی بر زیرساختهای ارتباطی و امنیت شبکه باعث شده روح دانش سایبرنتیک، یعنی استفاده از بازخورد و کنترل هوشمند، در حکمرانی بهدرستی به کار گرفته نشود. در حالی که اگر این رویکرد مبنای تصمیمسازی قرار گیرد، میتوان سازوکارهایی طراحی کرد که به جای اتکای صرف بر دستور از بالا به پایین، خودِ سیستمها و نهادها بهصورت چابک و تطبیقی رفتارشان را اصلاح کنند و اهداف کلان را محقق سازند.
گزارش میان «حکمرانی بر فضای سایبر» و «حکمرانی با فضای سایبر» تمایز قائل میشود. حکمرانی بر فضای سایبر ناظر بر تنظیمگری، قانونگذاری و کنترل خودِ این فضاست، در حالی که حکمرانی با فضای سایبر به استفاده فعال از ظرفیتهای آن برای اداره بهتر امور جامعه اشاره دارد. به باور نویسندگان، تمرکز غالب سیاستها بر نوع اول بوده و نوع دوم کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که کاربست دانش سایبرنتیک در حکمرانی با فضای سایبر میتواند به افزایش چابکی، هوشمندی و دقت در تصمیمگیری منجر شود و امکان طراحی راهبردها و اقدامات کاراتر را فراهم کند.
گزارش در بخش پایانی بر پیامدهای عملی این رویکرد برای نظام تصمیمسازی و قانونگذاری تأکید میکند. استفاده مؤثر از ظرفیتهای فضای سایبر مستلزم تحول در سازوکارهای سنتی تصمیمگیری است؛ تحولی که در آن گردش اطلاعات، بازخورد مستمر و اصلاح پویا جایگزین تصمیمات ایستا و سلسلهمراتبی شود. چنین رویکردی نهتنها توان مواجهه بهموقع با بحرانها را افزایش میدهد، بلکه از احتمال آسیبپذیری کشور در برابر کنشگران متخاصم نیز میکاهد.
در مجموع، پیام اصلی گزارش این است که فهم جامع از فضای سایبر و کاربست آگاهانه دانش سایبرنتیک، شرط لازم برای ارتقای کیفیت حکمرانی در دنیای امروز است. بدون این فهم، قانونگذاریها یا ناکارآمد خواهند بود یا خود به منبعی برای ایجاد شکافها و تهدیدهای جدید تبدیل میشوند. اما با بازتعریف نگاه به فضای سایبر و بهرهگیری نظاممند از ارکان آن، میتوان از ظرفیتهای آشکار و پنهان این فضا برای حکمرانی هوشمندتر، کاراتر و امنتر استفاده کرد.
متن کامل گزارش «نقش کاربست دانش سایبرنتیک در ارتقای کیفیت حکمرانی (۱): از حکمرانی بر فضای سایبر تا حکمرانی با فضای سایبر» از اینجا قابل مشاهده است:
تهیه و تنظیم: تحریریۀ اندیشکدۀ اصل
مطلب مرتبط: ۱
