جواد صالحی اصفهانی و محمد مصطفوی دهزویی در مقاله «پرداختهای انتقالی و عرضهی نیروی کار» به بررسی یکی از بحثبرانگیزترین پرسشهای سیاستگذاری اجتماعی میپردازند: آیا پرداخت نقدی مستقیم به خانوارها باعث کاهش انگیزه کار و مشارکت در بازار کار میشود یا نه؟ نویسندگان برای پاسخ به این پرسش، تجربهی منحصربهفرد اجرای برنامهی گستردهی پرداخت نقدی (یارانه) در ایران را مورد مطالعه قرار میدهند؛ برنامهای که از سال ۱۳۸۹ و همزمان با اصلاح یارانههای انرژی آغاز شد و تقریباً تمام جمعیت کشور را دربر گرفت. ویژگی مهم این برنامه، فراگیر بودن و عدم هدفگذاری محدود آن است؛ موضوعی که آن را به یک «آزمایش طبیعی» کمنظیر برای مطالعهی اثر انتقال نقدی بر عرضهی نیروی کار تبدیل میکند.
ایران پیش از اجرای این سیاست، یارانههای سنگینی برای انرژی پرداخت میکرد که هم از نظر مالی پرهزینه بود و هم به نابرابری و اتلاف منابع دامن میزد. دولت با حذف تدریجی این یارانهها و جایگزین کردن آن با پرداخت نقدی ماهانه به خانوارها تلاش کرد هم کارایی اقتصادی را افزایش دهد و هم از رفاه خانوارها در برابر شوک قیمتی محافظت کند. اما از همان ابتدا نگرانی جدیای در فضای سیاستگذاری و افکار عمومی شکل گرفت؛ درآمد نامشروط ممکن است افراد را «تنبل» کرده و مشارکت آنها در بازار کار را کاهش دهد.
مقاله برای بررسی این ادعا از دادههای پنلی حاصل از طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوارهای ایرانی استفاده میکند؛ دادههایی که امکان دنبالکردن افراد و خانوارها را در طول زمان فراهم میسازد. تمرکز اصلی تحلیل بر گروههای کمدرآمد است، زیرا انتظار میرود اگر اثر منفیای بر عرضهی نیروی کار وجود داشته باشد، بیش از همه در میان این گروهها مشاهده شود. نویسندگان از ترکیبی از روشهای اقتصادسنجی، بهویژه مدلهای اثرات ثابت و رویکرد تفاضل در تفاضل، برای شناسایی اثر علی پرداخت نقدی بر مشارکت در بازار کار و ساعات کار استفاده میکنند.
نتایج اصلی مقاله برخلاف تصور رایج، شواهد اندکی از کاهش معنادار عرضهی نیروی کار در نتیجهی دریافت یارانهی نقدی نشان میدهد. در اغلب برآوردها، اثر پرداخت نقدی بر مشارکت اقتصادی و ساعات کار یا از نظر آماری معنادار نیست یا حتی در برخی موارد مثبت برآورد میشود. این یافته برای مردان و زنان، بهطور متوسط، صادق است و ادعای رایج دربارهی کاهش انگیزهی کار در سطح کلان را به چالش میکشد. به بیان ساده، دادهها نشان نمیدهند که اکثریت دریافتکنندگان یارانه، پس از شروع پرداختها، تصمیم گرفته باشند کمتر کار کنند.
البته نویسندگان تأکید میکنند که این نتیجه بهطور یکنواخت برای همهی گروهها صادق نیست. یکی از معدود استثناهای مهم، جوانان در دههی بیست زندگی است. برای این گروه، شواهدی از کاهش عرضهی نیروی کار مشاهده میشود. تفسیر نویسندگان این است که جوانان، به دلیل پیوند ضعیفتر با بازار کار، انعطافپذیری بیشتری در واکنش به افزایش درآمد بدون کار دارند. آنها ممکن است تصمیم بگیرند مدت بیشتری تحصیل کنند، دیرتر وارد بازار کار شوند یا زمان بیشتری را صرف اوقات فراغت کنند. با این حال، دادهها اجازه نمیدهد بهطور قطعی مشخص شود که این کاهش عرضهی کار دقیقاً صرف چه فعالیتی میشود.
یکی از نتایج جالب و نسبتاً غیرمنتظرهی مقاله، مشاهدهی اثر مثبت پرداخت نقدی بر ساعات کار در بخش خدمات است. نویسندگان این یافته را با ساختار این بخش در اقتصاد ایران توضیح میدهند؛ بخشی که عمدتاً از بنگاههای کوچک و اغلب با محدودیت شدید نقدینگی تشکیل شده است. در چنین شرایطی، انتقال نقدی، حتی اگر بهطور مستقیم به خانوار پرداخت شود، میتواند به تأمین سرمایهی در گردش کمک کرده و امکان گسترش فعالیت اقتصادی و افزایش ساعات کار را فراهم آورد. این نتیجه نشان میدهد که پرداخت نقدی لزوماً فقط یک ابزار حمایتی مصرفمحور نیست و میتواند در برخی زمینهها اثرات شبهسرمایهگذاری نیز داشته باشد.
نویسندگان در عین حال نسبت به تفسیر بیشازحد خوشبینانهی نتایج هشدار میدهند و به محدودیتهای تحلیل خود اشاره میکنند. از جمله این که شناسایی اثر علی متکی بر فرضهایی دربارهی یکسان بودن شوکهای تقاضای نیروی کار در میان گروههای مختلف درآمدی است. همچنین، همزمانی اجرای برنامهی یارانهی نقدی با تحولات کلان اقتصادی، از جمله نوسانات رشد و تحریمها، کار تفکیک دقیق اثر سیاست را دشوارتر میکند. با این وجود، تلاشهای متعددی برای آزمون پایداری نتایج انجام شده که بهطور کلی از نتیجهی اصلی حمایت میکنند.
در جمعبندی، مقاله این پیام روشن را منتقل میکند که تجربهی ایران شواهد محکمی در تأیید این ادعا که «پرداخت نقدی مردم را از کار بازمیدارد» فراهم نمیکند. دستکم در مقیاس بزرگ و در بستر یک کشور در حال توسعه، چنین سیاستی بهطور میانگین اثر منفی قابلتوجهی بر عرضهی نیروی کار نداشته است. نویسندگان تأکید میکنند که بار اثبات ادعای تنبلکننده بودن پرداختهای نقدی، پس از این شواهد، بیش از پیش بر دوش منتقدان آن قرار میگیرد و نشان میدهند که قضاوتهای سادهانگارانه دربارهی رفتار فقرا، لزوماً با واقعیتهای تجربی همخوان نیستند.
متن کامل مقاله «پرداختهای انتقالی و عرضۀ نیروی کار» از اینجا قابل مشاهده است:
تهیه و تنظیم: تحریریۀ اندیشکدۀ اصل
